گراف برنامهٔ درسی
کتاب، فصل، درس، مهارت و روابط پیشنیازی به ساختاری قابل محاسبه تبدیل میشوند تا سیستم بداند هر سؤال و فعالیت دقیقاً به کدام هدف آموزشی متصل است.
فهمیو یک چتبات عمومی نیست. هر قابلیت در معماری محصول باید به برنامهٔ درسی، مهارت، شواهد یادگیری یا نظارت معلم متصل باشد.
این قابلیتها بهصورت زنجیرهای کار میکنند؛ جدا کردن یکی از بقیه، تصویر ناقصی از Adaptive Learning میدهد.
کتاب، فصل، درس، مهارت و روابط پیشنیازی به ساختاری قابل محاسبه تبدیل میشوند تا سیستم بداند هر سؤال و فعالیت دقیقاً به کدام هدف آموزشی متصل است.
هدف فقط گرفتن نمره نیست؛ پرسش تشخیصی باید کمک کند محل شکاف مهارتی، پیشنیاز ضعیف یا بدفهمی احتمالی روشن شود.
برای هر دانشآموز، شواهد تسلط، تلاشها، پاسخها و تغییر وضعیت مهارتها مستقل نگهداری میشوند تا مسیر یادگیری با فرد دیگری اشتباه نشود.
قدم بعدی بر اساس وضعیت فعلی، پیشنیازها و شواهد انتخاب میشود؛ ممکن است برای یک دانشآموز مرور و برای دیگری پیشروی مناسبتر باشد.
تمرینها صرفاً تصادفی نمایش داده نمیشوند. سیستم تلاش میکند فعالیتی را انتخاب کند که برای مهارت و وضعیت فعلی معنا داشته باشد.
راهنمایی باید فهم را بسازد، نه اینکه جواب نهایی را فوری لو بدهد. سؤال، نشانه و سطح راهنمایی به فرایند یادگیری کمک میکنند.
معلم باید بتواند شواهد، مهارتهای نیازمند توجه و دلیل پیشنهادهای سیستم را ببیند و تصمیم آموزشی را در اختیار داشته باشد.
هر پیشنهاد مهم باید تا حد امکان به مهارت، شواهد و منطق قابل ردیابی متصل باشد؛ «هوش مصنوعی گفت» برای فهمیو توضیح کافی نیست.